• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

اعترافگاه!

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع Ham!D ShojaE
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
پاسخ : اعترافگاه !

اعتراف ميكنم وقتايي كه از 6و نيم صب ميرم مدرسه و بعدشم از همون جا ميرم كلاس زبان و مثلا كلاس زبانم ميك آپ داريم و ساعت 8 شب ميرسم خونه به شدت احساس busy بودن بهم دست ميده و احساس ميكنم آدم خيلي مهميم و همش سرم شلوغه! :-" :-" :-" :-" :-" :-"
 
پاسخ : اعترافگاه !

اعترف میکنم که دیروز تو مدرسه منو تارا با چسب قطره ای انگشتامون رو به هم چسبوندیم B-) :o B-)و دیدیم واقعا چسبه خیلی محکم بود ;D
آخرش چسبه واقعا جدا نمیشد :)رفتیم پیش معلم شیمی تو آزمایشگاه تا با حلالش باز شد هی خانم بهادری میگفت حلالش آلمانیه 8-}تازه بعدشم میخواستیم دوباره خودمون رو بچسبونیم آخه خیلی هیجان داشت :P :P :P :P
مثلا ما تیزهوشای جامعه به حساب میایم ...مثلا.... ;D B-) :)) B-) ;D
 
پاسخ : اعترافگاه !

اعتراف می کنم تا ساعت رند نشه به هیچ وجه من الوجوه نمی تونم درس بخونم :-"حتی اگه ساعت 6:01 باشه باید تا 6:15صبر کنم ;D
 
پاسخ : اعترافگاه !

اعتراف میکنم همیشه دوست داشتم پسر باشم!
هیچ وقت از این که یه دخترم خوش حال نبودم و نیستم و نخواهم بود
 
پاسخ : اعترافگاه !

اعتراف ميكنم بچه كه بودم وقتي مامانم بهم ميگفت بعد غذا ورجه وورجه نكن، آپانديست ميتركه، فكر ميكردم مثلن يعني دارم واسه خودم راه ميرم يهو بوم! آپانديسم ميتركه. :-"
 
پاسخ : اعترافگاه !

اعتراف میکنم ک پارسال ب عنوان هدیه روز مادر یه هفته بچه خوبی بودم!!! مامانم خیلی خوش حال شد
 
پاسخ : اعترافگاه !

اعتراف میکنم وقتی اسم متین دو حنجره رو شنیدم با خودم گفتم یا خــــــــــــــــــــــــدا!!!!چجوری میشه یکی دو تا حنجره داشته باشه؟؟ ;D :-" ;;)
خلاصه اینکه تا یه مدت اینجانب فکر میکردم این بنده خدا دو تا حنجره داره!! ;D :))
 
پاسخ : اعترافگاه !

اعتراف میکنم ی بار سر کلاس دینی چون منگاهی از سر تنبلی ی هفته بار نماز میخونم خانوم گف تشهدو بخون من با اذان قسمت محمدا عبدهو و...قاطی کردم گفتم من هول شدم(دوم راهنمایی)حالا معلمم شاگرد بابام تو دانشگاه تود و بابای من استاده معارف(ی چیزایی تو مایه های دینی)ش بوده X_X
 
Back
بالا