• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

اعترافگاه!

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع Ham!D ShojaE
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
خب
اعتراف میکنم
کلاس پنجم ابتدایی(!) که بودم تو اینستا یه فن پیج داشتم برا پسر یکی از خواننده ها (بابک جهانبخش)!!
مسخره تر از اینکه ده سال تهش ۱۱ سال بیشتر نداشتم این بود که دو هزار تا هم فالوور داشتم !!
صبح پامیشدم به عکس و یه چالش با تبلت داغونم درست میکردم
شب میدیدم عکسه تو کل فن پیچای بابک جهانبخش پخش شده
هر چی میذاشتم یه روز نشده ۴۰۰_۵۰۰ تا لایک می خورد
از اینا هم بدتر این بود که کلی آدم فکر میکردن من بابکم و هی بهم دایرکت می دادن و تو کلی گروه مختلف ادم میکردن

بعد چند ماه پیجمو پاک کردم و جالب اینه هیچکس تو خونه نفهمید و هنوزم نمیدونه که من از کلاس چهارم دبستان!!! تا الان کلی پیچ داشتم و همه رو یواشکییی و کاملا سکرت انجام دادم

بعد از اون موقع کلی فکر کردم و واقعا فهمیدم که
اینستا واقعا پر از بچه های پنجم ابتدایی مثل منه که از روی بچه بازی و فکرای ناخواسته مضخرفشون همه جا رو پر کردن
همین شاخایی که انقدر سوژه جک ها شدن
همین کسایی که هی بهشون لقب میدن گودزیلا های دهشتادی و دهه نودی

اعتراف میکنم منم یه زمانی از اونا بودم
و این که دو هزار نفر آدم پیرو افکار و کارای منه بچه پنجم ابتدایی بودن
الان شدیدد منوو وادار میکنه که واقعا زندگی مو فکرمو و احساسمو و ... مشغول این فضای مجازیه ... نکنم و هیچ کدومو باور نکنم

فکر کنم ۴-۳ سالی گذشته و وقتی الان میبینم تازه بچه های مدسه و دوستام اینستا نصب میکنن و چجور خودشون رو درگیر این چیزا که معلوم نیست چه کسایی و از روی چه هدف یا شایدم عقده هایی ساخته شده کردن واقعا ناخواسته ولی از ته ته دلم یه پوزخند روی لبم میاد
 
آخرین ویرایش:
خب بنده هم پنجم دبستان اسکناس پونصد تومنی رو از وسط نصف کردم و با یه نصفش خوراکی خریدم ولی دفعه ی بعد طرف فهمید و تا سالها اون پونصد تومنی نصفه رو داشتم :|
 
اعتراف میکنم
کلاس هفتم ؛ یکی از بازیکنای استقلال رو دوست داشتم
(احمق بودم... )
که یه هروز به طور کاملا اتفاقی
داداشش بهم درخواست دوستی داد (!) [-|

پ ن: یارو ۲۰ سال ازم بزرگتر بود!! که البته خودش نمیدونست
 
اعتراف میکنم دو سال یکی رو سر کار گذاشتم فک میکرد ۲۶ سالمه خودشم ۳۰ سالش بودو من ۱۴ (تلگرام) بدبختی اینه موقعیت شغلیشم خیلی خوب بود
 
منم اعتراف میکنم تموم کودکیم تو اتحادای تلگرامی گذشت:))
و اعتراف میکنم ک پس از سالها هنوزم نتیجه دردسرایی ک واس مردم درست کرده بودم تموم نشده :))
بیاید ی اعتراف دیگه هم بکنم:))
با کلک کد تلگرام کراشمو یافتم و ب اکانتش دسترسی پیدا کردم:))
یاد کارای خودم افتادم :D:D مرسی از این یاداوری:))
 
نمیدونم چی شد که یاد اینجا افتادم.
اومدم و دیدم که برام صندلی داغ رتبه‌ی برتر کنکور زدن اما به سوالهاشون جواب ندادم.
خیلی ناراحت شدم. کلا هیچ وقت اینجوری نشده بود که یه گروه از افراد ازم سوال بپرسن و جواب ندم. حتما جواب میدادم همیشه.
اینجا رو یادم رفته بود ولی.
اعتراف می‌کنم که فراموش کردم اما نیتی برای بی‌توجهی نداشتم و امیدوارم که اونهایی که بهشون جواب ندادم، من رو ببخشن...
 
اعتراف می کنم هر دفعه که رمز گوشیمو عوض می‌کنم تا یه ماه اشتباهی همون رمز قبلیه رو میزنم:-"
 
اینجانب اعتراف میکنم تا همین چند سال پیش سه تا از دخترخاله هام هستن که نمیدونستم دخترخالمن :|
 
برای اولین بار تو سمپادیا اعتراف کردم که بایسکشوال هستم
 
اعتراف میکنم فقط یه همراه دارم اونم تلفنمه
 
اعتراف میکنم
وقتی ی فلش بک میزنم تو زندگیم
برا خودم گریه میکنم
جون ب لبم کردی گذشته جان
 
اعتراف می کنم اینجا قبلا خیلی چیزای جالب تری نوشته می شد .
 
Back
بالا