• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

اعترافگاه!

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع Ham!D ShojaE
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
اعتراف میکنم وقتی خیلی ناراحتم ترجیحم سکوته.

اعترام میکنم آهنگ نرمال از شایان اشراقی بدجور از خود بی خودم میکنه و اشکمو درمیاره و خیلی آرامش بخش هم نیز هست صداش.

حتی به اینم اعتراف میکنم که از دلخور شدن دیگران ازم میترسم و خیلی احتیاط میکنم که ازم ناراحت نشن و از عصبانی شدن کسایی که دوستشون دارم میترسم و وقتی عصبانی یا ناراحتشون میکنم خودم هزار برابر ناراحت میشم و عذاب وجدان و حس خیلی بدی میگیرم.
حتی به اینم اعتراف میکنم که۲؛ خیلی سعی میکنم خجالتی نباشم ولی بعضی وقتا واقعا نمیتونم.
حتی به اینم اعتراف میکنم۳؛ که اصلا درحال حاضر حس ریاضی خوندن رو ندارم.
 
اعتراف میکنم برای ریاضی هیچی نخوندم این سه روز و می‌خوام کم کم شروع کنم 👀
 
اعتراف میکنم میتونم تا اخر زندگیم  چاووشی گوش کنم
اعتراف میکنم با هیچ فیلم و سریال و کتاب و آهنگی گریم نمیگیره
(عموما آدم سخت گریه کنی نیستم ولی نمیدونم چرا اینجوریه)
 
اعتراف می کنم تا 7 سالگی مامان بابام شدیدا اعتقاد داشتن که اتیسم دارم از بس که رفتارام عجیب بوده و عکسای مغزم مونده هنو =))
 
اعتراف میکنم فقط اومدم اعترافارو بخونم😁😁
 
اعتراف میکنم که
یه بار اومدم میخ رو با اسپری خوشبو کننده (از اینا که نوشته پشتش حتی پس از مصرف سوراخ نشود) داخل دیوار بکوبم _برای آویزون کردن یه چیزی_ که با ضربه چهارم سوراخ شد... حجم فوران گاز متراکم شده و صدایی که داد ......😂
 
اعتراف میکنم اینقدر توی این دو سال نود درصد چیزایی که تو ذهنم بود رو نمیتونستم به بقیه بگم که دیگه تو داری و حرف نزدن درمورد مشغله هام برام عادی شده و بدون حرف زدن راحت ترم. ینی شدم برونگرایی که درونشو بصورت انتخابی بروز نمیده و این بشدت نقطه متضاد شخصیتم بود تو دوران کودکی و نوجوونی.
 
اعتراف میکنم امروز که تولد مرمری هست فهمیدم مارماری نیست

@MarMari
 
مقدمه چینی: بچه‌ها جدی بهتون حق می‌دم به من بگید دروغگو و این حرفا. و الآن که فکر می‌کنم واقعاً واقعاً بی‌فرهنگی کردم که به عبارتی هویتمو جعل کردم، اما به خودم قول داده بودم بعد امروز، اگه دیگه عضوی از این خانواده نبودم، خودم بگم اکانتمو توقیف کنن. لطفاً لطفاً الآن نزنین تو ذوقم، مرسی. :‌)
من سمپادی نبودم، موقعی که این‌جا عضو شدم، المپیادی بودم و چون هر روز خدا فرزانگان بودم با این‌جا هم آشنا شدم.انقدر فرزانگان بودم کسی باورش نمی‌شد دانش‌آموز اون‌جا نیستم اصلاً. ولی خب، امروز دیگه رسماً متعلق به این‌جام. ظهر نتایج اومد، و نرگس ایز ریلی اِ سمپادی تودی! :D
باز هم بسیار بسیار معذرت می‌خوام که شما با من 🖐️ بودین ولی من 🤚 بودم.
برای بار دوم تاکید می‌کنم نزنید تو ذوقم :|
 
اعتراف میکنم دست بسیار سنگینی دارم و تاحالا افراد زیادی رو ناقض کردم
یه بار دختر عممو زدم -به شوخی- و دستش در رفت
 
وای بحث زدنه منم اعتراف میکنم یه بار با اسپک والیبال ناخن دوستم رو از وسط شکوندم.
@majn0_0n به مامانش رفته ;))
 
Back
بالا