- ارسالها
- 1,241
- امتیاز
- 14,280
- نام مرکز سمپاد
- فرزانگان
- شهر
- shk
- سال فارغ التحصیلی
- 0000
- مدال المپیاد
- متاسفانه به مدال نرسید :(
- رشته دانشگاه
- پزشکی
امروزم از اون روزا بود که من قشنگ از رو دنده سوتی بلند شده بودم ....
عصر کلاس ریاضی داشتم اصلا نصف سهمیه سوتیا تابستونمو اونجا خرج کردم
اولش که رفتیم یکی دیگه رفته بود شمال دبیره هی از میپرسید خوب بود ؟ فلان جا رفتید فلان جا رفتید ؟
اونم هب میگفت بعد گفت از کلوچه ها فومنم خریدیدت ؟!
اونم یه چیزایی گفت حالاا من فک کردم ابن میگه گوجه
||
بعد اومدم تعریف کنم از قضیه گوجه هاشون پارسال که رفتیم ... بعد گفتم اتفاقا اونا خودشون از گوجه های ( جالا اینا آروم گفته بودم اون نفهمید ) سریع دوستم گفت احمق کلووووچه نه گوجهههه !! :eek:
من :
استاده گفت : چی شد خانم .... ؟
منم گفتم : هیچی هیچی استاد کلوووووچه !!!! هیچی خیلی کلوچه ها خوبی دارن
این اولیش
بعدشم که از شانس من این یه دفعه جا نبود رفتم آخر نشستم حالا دو کلام ما اومدم حرف بزنیم شریع گفت خانم .... رفتید ردیف آحر دیگه حواستون نیستا !!!
من : ( بشین سر جات ایششش ) ...
یکم گذشت گفت پاشو برو سوالو حل کن ، منم با نهایت اعتماد به عرش رفتم حل کردم اولش که گفت نه نه نه ببین میگم میری آخر قفل میکنی
نه ؟!
من :
( بمیر فقط -.- ) ... نعععع
پاک کردم درستشو نوشتنم الهی شکر : )
بعد هیچی گفت نه خب هنوزم قفل نکردین انگار
:P
عصر کلاس ریاضی داشتم اصلا نصف سهمیه سوتیا تابستونمو اونجا خرج کردم
اولش که رفتیم یکی دیگه رفته بود شمال دبیره هی از میپرسید خوب بود ؟ فلان جا رفتید فلان جا رفتید ؟
اونم هب میگفت بعد گفت از کلوچه ها فومنم خریدیدت ؟!
اونم یه چیزایی گفت حالاا من فک کردم ابن میگه گوجه
|| بعد اومدم تعریف کنم از قضیه گوجه هاشون پارسال که رفتیم ... بعد گفتم اتفاقا اونا خودشون از گوجه های ( جالا اینا آروم گفته بودم اون نفهمید ) سریع دوستم گفت احمق کلووووچه نه گوجهههه !! :eek:
من :

استاده گفت : چی شد خانم .... ؟
منم گفتم : هیچی هیچی استاد کلوووووچه !!!! هیچی خیلی کلوچه ها خوبی دارن
این اولیش
بعدشم که از شانس من این یه دفعه جا نبود رفتم آخر نشستم حالا دو کلام ما اومدم حرف بزنیم شریع گفت خانم .... رفتید ردیف آحر دیگه حواستون نیستا !!!
من : ( بشین سر جات ایششش ) ...
یکم گذشت گفت پاشو برو سوالو حل کن ، منم با نهایت اعتماد به عرش رفتم حل کردم اولش که گفت نه نه نه ببین میگم میری آخر قفل میکنی
نه ؟! من :
( بمیر فقط -.- ) ... نعععع پاک کردم درستشو نوشتنم الهی شکر : )
بعد هیچی گفت نه خب هنوزم قفل نکردین انگار
:P




پ.ن :وی جمله ی این ارزش شما رو نداره وارزش شما خیلی بیش تره رو قاطی کرده بود برعکسشو گفت 
)








یه آقای خیلیییییییییییی پیر و مهربون 





و با دوستام وسط کلاس می ندیدم

