




، تعدادی سوتی های چرت امروز خیابانی رو بگم ، هار هار بخندیم









بقیشم که دیگه ...! 
زنگه اول که زبان داشتیم معلمه اومد بالای سرم نگاه کرد دید جلو من فیزیکه سخت دارم میخونم و اومده بالای سرم محلشم نمیزارم بغل دستیمو نگاه کرد دید اونم فیزیک جلوشه بعدیو نگاه کرد دید یه کتاب و دفتر دیگس امیدوار شد که زبان باشه نگاه کرد دید زبان فارسیه بقیه کلاس هم بجز ده یازده نفر همین وضع رو داشتن!
نا امید رفت سر میزش به درس ادامه داد! :)
B-)
