• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

گند های دوران كودكی

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع alemzadeh
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
پاسخ : گند هاي دوران كودكي

به نقل از مسـعود :
گند هایی هم که داداشم سرم آورده ایناس
یه بار برق رفته بود ماهم از این چراغ نفتی ها روشن کرده بودیم
داداشم می خواسته منو هل بده طرفه داداشم منو هل داد طرف چراغ
هیچی دیگه شیشه رفت تو صورتم یه بخیه کوچولو خورد :دی
یه بارم که خیلی بچه بودم 2 سالو اینا
داداشم فندکه ماشینو داغ می کنه می چشسوبه صورته من :)))
خیلی داداشه خوبی دارم من
عاشقشم
منم داداشم همون معــسود فندک داغ کرد گفت بگیرش
منم خر تو مشتم گرفتم ســــــــــــــــوختم
 
پاسخ : گند هاي دوران كودكي

اول ابتدایی که بودم کلا مادرم رو نمره خیلی حساس بوده :(( منم اول ابتدایی درسم به طرز افتضاحی بد بود ;D مخصوصا دیکته وریاضیم مثلا هیچ وقت تو کتم نمی رفت عدد بعد وفبل چیه ;D :)) تو دیکته هم همیشه مشکل داشتم :( بعد مامانم می گفت اگه دیکته کمتر از 18 شی دعوات می کنم :-s به خاطر همین من وقتی دیگه کمتر از 18 می شدم!از یه ابتکاری استفاده می کردم که مامانم هنوز باورش نمی شه یه بچه 7ساله از این کارا بکنه ;D
رو غلط دیکته ام کمی ابدهن اضافه می کردم ;D بعد با پاکن پاکش می کردم ;D ودر اخر کلمه درست رو می نوشتم ;D بعد به مامانم می گفتم این اشتباهی ازم غلط گرفته ;D

یه بار که بچه بودم بابام اینا واس تفریحات سالم برا من وپسر خاله ام چندتا جوجه گرفته بود ماهم می خواستیم در حق اینا لطف کنیم بردیمشون حموم ;D خلاصه اینکه همشون رو تو تشت کشتیم ;D :(

یه بار خواهرم گفت از این به بعد به حموم بگو سرد حموم(سرد حموم جایی که مرده ها رو می شورن) منم که معنیش رو نمی دونستم گفتم باشه بعد یه بار دختر خاله ام پرسید مامانم کجاس گفتم رفته سرد حموم ;D
ادامه دارد.... ;D
 
پاسخ : گند هاي دوران كودكي

بچه که بودم،داداشم یه دماسنج جیوه ای داشت.بعد گویا این دماسنجش میشکنه،داداشم هم جیوه هاشو جمع میکنه میریزه توی ته مداد (از این مدادهایی که تهشون پاک کن دارن.دور پاک کنشون یه روکش آلومینیومی مانند داره.داداشم اون روکشه رو درآورده بوده و جیوه ها رو ریخته بوده توش) و میذاره روی بالاترین نقطه کمدش (از دست من.میدونسته من چقدر کنجکاوم).منم یه بار رفته بودم تو اتاقش،توجهمو جلب کرد،گفتم ببینم چیه.به محض اینکه تکونش دادم همه جیوه هاش ریخت روی فرش.به صورت گلوله گلوله پخش شده بود.من به یکیشون دست زدم،دیدم کوچیکتر شد.خوشم اومد دوباره دست زدم دیدم بازم کوچیکتر شد.دیگه خیلی خوشم اومد با همه شون همین کارو کردم.بعدش دیدم رنگ گوشواره هام پریده :)) :(.
البته کسی نفهمید.فقط داداشم فهمید که اونم جزو راز دارترین افراد عالمه.اولش اومد گفت تو به اون چیزی که بالای کمدم بود دست زدی؟منم گفتم آره :-[.گفت گوشواره هات به خاطر همون رنگشون پریده.بعد هم کلی از مضرات جیوه برام گفت و ازم قول گرفت که دیگه همچین کاری نکنم :-[.
 
پاسخ : گند هاي دوران كودكي

یه بار بابام اومد از این پرژکتور خفنا رو امتحان کنه از اونا که باهاشون آسمانو روشن می کنن نمی دونم دیدین یا نه
بعد 2 شاخه نداشت 2 تا سیم داشت
منم اون جا بودم یه دفه دیدم بابام اینا رفتن پایین دنبال یه چیزی تا باهاش اینو روشن کنن
من فک کردم حتما به ذهنشون نرسیده که میشه این سیمارو بکنن تو پیریز بدونه 2 شاخه
من خودم این کارو کردم و سیمارو کردم تو پیریز که
بووووووووووووم

سوخت
نگو 12 ولت بوده
بابام رفته بوده آدابتور بیاره :دی
 
پاسخ : گند هاي دوران كودكي

من یه بار به جای شوکوپارس چسب ابکی خوردم :)) :))
تند بود :-&
 
پاسخ : گند هاي دوران كودكي

یه بارم سوار ماشین بودیم
منم تاحالا نشسته بودم پشت فرمون
مامانم رفت در خونه رو بزنه (مامانم پشت فرمون بود)
مامان بزرگمم اون پشت نشسته بود
بنده خدا کلا رو حالته ترسه :دی
منم دیدم مامانم نیست و حوصلم سر رفته بود
نشستم پشته فرمون و ماشینو روشن کردم
نگو تو دنده بوده
ماشین شروع کرد به ریپ زدن همانا جیغای مامان بزرگم که ای کمک همانا :))
بنده خدا چسبیده بود به دره ماشین و قرمز شده بود :))
 
پاسخ : گند هاي دوران كودكي

من خودم یه گند وحشتناک زدم.وقتی تازه چهار دست و پا راه رفتنو یاد گرفته بودم یه شب منو گذاشتن بدون پوشک بخوابم.منم از این لطف کمال استفاده رو کردم و تصمیم گرفتم تو خونه دست به راه پیمایی بزنم(این نکته رو بگم کهفرداش کلی مهمون داشتیم)منم گویا شکمم اون شب خوب کار می کنه و خونه رو رنگ آمیزی می کنم.در واقع برای اینکه تو خونه گم نشم مثه هانسل و گرتل ردی باقی می ذارم فقط یه سری ابهام وجود داره
چطور من به پشت یخچال رسیدم و اونو کثیف کردم
چطور زیر فرش رفتم
ارتفاع یه متری رو کثیف کردم
------------------------
یه نکته رو هم بگم تا 7 سال پیش که اون یخچالو داشتیم هنوز اثراتش بود
 
پاسخ : پاسخ : گند هاي دوران كودكي

به نقل از مسـعود :
یه بار بابام اومد از این پرژکتور خفنا رو امتحان کنه از اونا که باهاشون آسمانو روشن می کنن نمی دونم دیدین یا نه
بعد 2 شاخه نداشت 2 تا سیم داشت
منم اون جا بودم یه دفه دیدم بابام اینا رفتن پایین دنبال یه چیزی تا باهاش اینو روشن کنن
من فک کردم حتما به ذهنشون نرسیده که میشه این سیمارو بکنن تو پیریز بدونه 2 شاخه
من خودم این کارو کردم و سیمارو کردم تو پیریز که
بووووووووووووم

سوخت
نگو 12 ولت بوده
بابام رفته بوده آدابتور بیاره :دی



:)) :)) :)) :))
ابتکارت دوران کودکی :)) :)) :)) :)) :))
تیزهوش :P :P :P :P :P ;D :))

یه بار بچه بودم مادر بزرگم گفته بود واست حلوا اوردم ;D از اونجایی که تو اشپزخونه مادربزرگم شتر با بارش گم می شه نتونستم پیداش کنم ولی در اخرین لحظات یه چیزی پیدا کردم شبیه حلوا بود ;D کردمش تو دهنم وبزور قورتش دادم امدم به مادربزرگم بگم این چقدر بد مزه ست که گفت چرا حنا ی منو خوردی این حنا بود نه حلوا ;D :-"
 
پاسخ : گند هاي دوران كودكي

به نقل از کیمیا.پ :
من یه دختر خاله دارم الان نروژ زندگی میکنه!
وقتی کوچیک بوده از پنجره میره بالا بعد از اونور پنجره آویزون میشه!!!
طوری که فقط دستاش به لبه ی پنجره بوده ;D
بعد خالم میاد میبینه نیست...
دستاشو میبینه فقط میاد طرف پنجره... ;D

منم دقیقا همین مورد برام اتفاق افتاده ولی با این تفاوت که بنده از بالای 4 طبقه میوفتم و کل پای چپم خورد میشه و شیکمم رو هم عمل میکنن ... یکی دو ماه تو بیمارستان بستری بودم ... ولی با این حال خیلی خوش شانسم به خودم افتخار میکنم که زنده موندم !
 
پاسخ : گند هاي دوران كودكي

بچه که بودم تازه داشتم میرفتم کلاس اول. فرم مدرسه آستین بلند بود. منم اصلا از گرما خوشم نمیاد.
تو بندرعباسم ماشالله هوا که نیست بهشته.
آقا ما هم روز اول مدرسه که هیچ روز دوم با قیچی تمام لباس مدرسه اییامو زدم آستین ماستینو صاف کردم.
مثل این لباسای داغون شده بود...
 
Back
بالا