• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

اعترافگاه!

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع Ham!D ShojaE
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
پاسخ : اعترافگاه !

اعتراف میکنم خیلی دوست دارم روزا کش بیاد که بیشتر تو مدرسه "علاف" باشم!(تقلید از بالایی نبوده باشد انشالله!)
 
پاسخ : اعترافگاه !

اعتراف می کنم فقط به پست هایی لایک می دم که ببینم از قبل 10 تا لایک گرفته چون حوصله ی خوندن ندارم !(البته+پست کوتاه و پربار!)

تازه همیشه پستایی که می دم کوتاهه!

کلا اعتراف می کنم ادم تنبلی ام!
 
پاسخ : اعترافگاه !

اعتراف مي كنم كه سمپاديا خيلي خوبه. و اعتراف مي كنم كه دارم بهش معتاد مي شم!
 
پاسخ : اعترافگاه !

اعتراف میکنم بعد 7 سال کلاس زبان رفتن با افتخار، و همیشه top شدن از پس آزمون کانون امروز برنیومدم 80 زدم
:-"
 
پاسخ : اعترافگاه !

اعتراف میکنم از پارسال با اینکه از فیزیک متنفر بودم تصمیم گرفتم خودم واس المپ فیزیک بخونم و اعتراف میکنم ک در حال حاضر عاشق فیزیکم و این فقط بخاطر مدل درس دادن معلممونه وقتی یه چیزی رو بفهمی دیگه یادت نمیره اصلا فوق العادئس :-*
 
پاسخ : اعترافگاه !

اعتراف مي كنم اون سوسكي كه وسط ِ ادبيات از دستم افتاد رو لباس ِ «نسي» و به لباسش گير كرد و طفلك 2،3 دقيقه جيغ زد در حدي كه داشت از حال مي رفت، از دستم نيافتاده بود :-[ از قصد پرتش كردم X_X
 
پاسخ : اعترافگاه !

يه بچه 2-3 ساله بود بغل مامانش تو مترو . روش به من بود
خيلي غرغر ميكرد :-w
منم براي اينكه ساكت شه يه چشم غره خففن رفتم براش ;D
يهو ساكت شد
داشتم به خودم افتخار ميكردم كه ديدم لب و لوچه ش داره جمع ميشه
يهو شروع كرد به جييييغغغ كشيدن :-ss
ديگه هم ساكت نشد
البته خداروشكر چون اگه ساكت ميشد كه ميگفت به مامانش و ميفهميدن من بودم ;D
 
پاسخ : اعترافگاه !

اعتراف ميكنم وقتي كه ني ني بودم دست يكي از بچه هاي كلاسمون آلبالو خشكه ديدم هر چي بهش گفتم بهم نداد :(( منم زنگ تفريح رفتم همشون ريختم سطل ْشغال(عجب خنگي بودما لا اقل يدونه ميخوردم بعد ميذاشتم سر جاش اين چ كاري بود من كردم آخه؟) :-[
اعتراف ميكنم همين الانشم احساس ميكنم پ.ن يعني پس از نگارش.(اگه يكيئ ميدونه بهم معني اين و اسپم رو بگه ;D)
پ.ن:بالاخره فهميديم ;D :-[
 
پاسخ : اعترافگاه !

اعتراف میکنم 9 سالم که بود عادتم این بود که سنگ پرت کنم!!! ی بار یه پاره آجر برداشتم و پرت کردم محوطه بقلی یهو صدای داد یه دختر اومد من یواشکی ی نگا انداختم دیدم چیزی نشده ی شکستگی سطحی در حد 5-6 تا بخیه زیر چونش بود!!! :-" بعد داداشش اومد دنبالم منم قایم شدم پیدام نکرد ;D منم خیلی ریلکس رفتم خونه انگار نه انگار که چیزی شده :-" ;D
 
پاسخ : اعترافگاه !

اعترف میکنم توی دوره راهنمایی مشقای ریاضیمو صبحا تو سرویس می نوشتم!!!!!!!!!!
 
Back
بالا