اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :
JavaScript is disabled. For a better experience, please enable JavaScript in your browser before proceeding.
You are using an out of date browser. It may not display this or other websites correctly.
You should upgrade or use an
alternative browser .
کاربر حرفهای
پاسخ : اعترافگاه !
اعتراف میکنم اولا وقتی یکی لایکم میکرد عذاب وجدان میگرفتم اگه جایی لایکش نمیکردم!
هنوزم درصدی ازش باقی مونده !
کاربر فوقفعال
پاسخ : اعترافگاه !
+ اعتراف می کنم...
اینقد لاغرم که کش ِ شلوار مدرسمُ دو سه لا تا می کنم تا کمرش اندازم شه...
کاربر فوقحرفهای
پاسخ : اعترافگاه !
اعترف میکنم وفتی بچه بوذم ته خیار شور نمیخوردم چون فکر میکردم تلخه
پاسخ : اعترافگاه !
اعتراف میکنم تا مدت ها پیش فکر میکردم بانک سپه همون بانک صادراته ... نمیدونم چرا یه حسی از بچگی اینو بهم میگفت
کاربر فوقحرفهای
پاسخ : اعترافگاه !
اعتراف ميكم بعضي وقتا فقط واسه ديده شدن بانگام پست ميدم!
پاسخ : اعترافگاه !
+
اعتراف می کنم وقتی کوچیک بودم فکر می کردم که واقعا ساعت برنارد وجود داره و همیشه دوست داشتم اون رو داشته باشم کاشکی وقعیت داشت!!!!!!!!!
کاربر نیمهحرفهای
پاسخ : اعترافگاه !
اعتراف می کنم موقعی که بچه بودم فک میکردم پلیس پول و همونجا میگیره
که البته الان واقعیت شده
کاربر حرفهای
پاسخ : اعترافگاه !
اعتراف مکنم بچه که بودم
میرفتم سر جعبه ی دارو ها و یه سری قرص صورتی رنگ شیرین بود مگذاشتم تو دهنم و تا مزه ی شیرینش تموم میشد دوباره برشون میگردوندم سرجاشون
الان به شدت عذاب وجدان دارم!
کاربر فوقحرفهای
پاسخ : اعترافگاه !
اعتراف میکنم وقتی بابا و مامانم راجع به پست بانک حرف میزدن من فک میکردم راجع به پوست حرف میزنن و پست بانک جاییه که پوست آدما رو میکنن. :-s
اعتراف میکنم تا کلاس سوم هروقت می رفتم استخر دسشوئی میکردم توو آب..بعد آب کف میکرد... کلی حال میکردم...
کاربر حرفهای
پاسخ : اعترافگاه !
اعتراف میکنم بعضی وقتا تو خونه خودمو پیش داداشام اونقدر ساده وبچه نشون میدم که فک میکنن هنوز ابتداییم!!!!!!!!!!!حال میده ها!!!