• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

کوچک نوشته ها

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع parnian.d
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
پاسخ : کوچک نوشته ها

پناه گاه های من،
یا مُردند،
یا آلزایمر گرفتند.
هرچه بزرگ تر میشوم،
از اصالتم کم می شود.
 
پاسخ : کوچک نوشته ها

درد دارد همبازی ات روزی باشد وتو نبینیش!
وقصد دیدنش را کنی اونباشد...
بیادِ ناصر...روحش شاد
 
پاسخ : کوچک نوشته ها

همه جای شهر رو بدنبالت گشتم..
تو...هیچ کجای این شهرها نیستی..
خودت بگو کجا دنبالت بگردم؟
نوشتته ی خودم بودم..
 
پاسخ : کوچک نوشته ها

دلتنگ که شدی...
پیش من بیا...
کمی غصه هست...
با هم می خوریم.!!
 
پاسخ : کوچک نوشته ها

اگر می خواهی زنده بمانی باید بایستی و بسوزی
شمع افتاده خیلی زود خاموش می شود


یاد یاران
 
پاسخ : کوچک نوشته ها

آنچه گذشت، گذشت و از آینده هم کسی باخبر نیست. پس برخیز و همین لحظه ای را که در اختیار داری غنیمت بشمار. B-)
 
پاسخ : کوچک نوشته ها

دوستت خواهم داشت در سکوت مبادا در صدایم توقعی باشد که خاطرت را بیازارد.
 
پاسخ : کوچک نوشته ها

نمی دونستم کارم به جایی می رسه که برای استشمام بوی خوبت

بایدلباس هاتوبوکنم

به جای خودت لباساتوبغل کنم

وازهمه بدتراشکاموتوپاک نکنی خودم

خودم بالباس هات اشکاموپاک کنم :| :|
 
پاسخ : کوچک نوشته ها

هرگز به چیزی کمتر از آنچه که می توانی باشی راضی نشو :o
 
Back
بالا