


, به طوری که یکیشون از تو پنجره اومد بود تو خونمون بعد من همین طور جیغ میزدم
همه ی همسایه ها ریخته بودن تو خونمون
:-[




واااای چه جالب.من هم دقیقا همین اشتباهو میکردم.آخه بابام تو کاره کامپیوتر بود،بعد این آرمه زیاد جلوی چشمم بود،احساس میکردم لزوما باید بتونم بخونمشبه نقل از بهـــــراد :لازمه اعتراف كنم من ASUS رو ميخوندم كنكار؟!؟
![]()
.همه ش هم میگفتم مگه مریضن اینقدر عجق وجق مینویسن؟!!
